تبليغاتX
ترانه ها و کلمه ها
در خانه ی قلبت را باز کن
تا نماند پشت دری بسته محبت
ناامیدانه به این عشق سلام مکن
غریبانه به این خوشبختی منگر
که جغد سیاه بخت شوم مدتهاست که از بام خانه ات پریده

و آنچه بر جای مانده است
پرستوی خبر چینه عاشقیست که خبر میآورد از آسمانی آبی و صاف
آسمانی منتظره پرواز پرنده ایست تا او را ببرد ببرد به سرزمینه گرم خیال

به سرزمینی با پنجره های گشوده به آبادی
به شاخسارانه سبز زیتون و خو شه های زرد گندم
و موهای طلایی خورشید به طراوت که از دستهای شبنم می چکد
و تازگی بر نوک کوهی نشسته است
و خون سرخ شقایق که در رگها جاریست
در رگهای دخترانه ساده دله عاشق
و بادی که نرمو بی وسوسه میوزد
و ریشهای سبز بلند
و کوچه های باریکو بی انتها
و خانه هایی پر از آیینه های امید
و طاقچه هایی که بر آنها نشسته است
کتابی پیچیده در مخمل سبز ایمان
وتهول یقین و رویشی نو و بینشی تازه

آسمانی منتظره پرواز پرنده ایست تا او را ببرد ببرد به سرزمینه گرم خیال
به راهی تازه راهی که نه پر از سایه های ترس است
نه خالی از احساس اهمیت
راهی که منتطره پایست
تا در آن قدم بر دارد
و منتظره شهامتیست که او را طی کند
قدم جلو بگذار ای ساییه گم شده در تیرگیها
قدم جلو بگذار و دره خانه قلبت را باز کن تا نماند پشته دری بسته محبت

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 22:0 توسط سالار |

مسعود فردمنش - کفترا

هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه

واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه


همجا سبزو من، چرا خاکستریم
تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
کفترا رفتنو من، کفتر یریریم
به همین دلم خوشه، که تو ناباوریم
همه جا سبزو من، چرا خاکستریم
تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
کفترا رفتنو من، کفتر یریریم
به همین دلم خوشه، که تو ناباوریم


همه جا بهاریه، چرا من خزونیم
همه با قصه ها قهرن چرا من جون جونیم


هنوز از زخمه دلم، داره بارون می چکه
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه

واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 21:44 توسط سالار |

معين - ترمه و اطلس

ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت

اي بلا . بالا بلا .قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت . قربون خاک راهث
من روزي هزار دفه به پاي تو مي ميرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم

ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت


اي بلا . بالا بلا .قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت . قربون خاک راهث
من روزي هزار دفه به پاي تو مي ميرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم


ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت


ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت


ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 21:44 توسط سالار |

عليرضا افتخاری - هوای تو

آهنگ جديدی از آلبوم جديد استاد عليرضا افتخاری.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 21:30 توسط سالار |

گروه هفتم - ستاره

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 21:29 توسط سالار |

امير قلی - G2

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 21:24 توسط سالار |

فرزاد فرزین - به تو مدیونم همیشه

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 20:27 توسط سالار |

سالروز ولادت اولين ستاره درخشان آسمان امامت و ولايت, مولای متقيان, قهرمان هميشه پيروز اسلام, يگانه الگوی مردانگی و شجاعت, خانه زاد بيت المعمور, شهيد سجاده سحرگاه, امير مومنان, برادر آسمانی پيامبر و ولی خدا امام علی ابن ابی طالب (ع) بر تمامی مسلمانان و عاشقانش مبارک باد.

 

از ذکر علی مدد گرفتیم آن چیز که می شود گرفتیم
                      در بوتۀ آزمایش عشق از نمرۀ بیست صد گرفتیم
محکوم به حبس عشق گشتیم حکم ازلی ابد گرفتیم
                     دیدیم که رایت علی سبز معجون هدایت علی سبز
در چمبر آسمان آبی خورشید ولایت علی سبز
                     از بادۀ حق سیاه مستیم اما ز حمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد فرهاد حکایت علی سبز
                     دستار شهادت علی سرخ لبخند رضایت علی سبز
بر نامۀ ما سیاه رویان امضای عنایت علی سبز

سخنانی از امام علی ع

- سخنان شما سنگهای سخت را نرم میکند.
- دعوت کننده ای که فاقد عمل باشد مانند تير اندازی است که کمان او زه ندارد.
- تاجهای تفاخر را فرو نهيد.
- کسی که بر مرکب شيکبای سوار شود به پيروزی نهايی دست میيابد.
- چه زشت است کوچکی به هنگام نياز و سرکسی به هنگام بی نيازی.
- حاجت محتاج را به تاخير نينداز زيرا نميدانی از اینکه فردا برايه تو چه پيش خواهد آمد.
- حق سنگين است اما گوارا, باطل سبک است اما در کام چون سنگی خارا.
- دوست مومن عقل است ياورش علم, پدرش مدارا و برادرش نرمش.
- حق بگويد تا به حق معروف شويد و حق را به کار ببنديد تا از اهل حق باشيد.
- آنچه را نمیدانی مگو بلکه هر انچه را که میدانی نيز اظهار مکن.
- پيش از این که نسبت به کاری تصميم بگيری مشورت کن و قبل از این که وارد عمل شوی فکر کن.
- عاقلترين مردم کسی است که عواقب کار را بيشتر بنگرد.
- بزرگترين نادانی ها برای بشر عدم شناخت خود است.
- برای مردم آن را بخواه که برای خود میخواهی و با ديگران طوری رفتار کن که مايلی درباره ات آنچنان کنند.
- نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شيرين که انسان شرف خود را به آن بفروشد.
- تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابی مکن.
- کسی که از دیدگاهها و آرا گوناگون بهره ببرد، موارد خطا و اشتباه را می شناسد
- راه راست را پیشه خود ساز، زیرا بزرگواری را به تو ارزانی داشته و از سرزنش دیگران باز می دارد.
- در زمان فتنه به هنگام بچه شتری باش که نه بتوانن شيرش را بدوشند و نه بتوانند از او سواری گيرند.
- طريقه زندگی به گونه ای پيشه کنيد که اگر از دنيا رفتيد مردم برايتان گريه کنند و اگر زنده بوديد اشتياق به همراه بودن با شما داشته باشند.
- اگر مريض شديد آشفته و پريشان نشويد سعی کنيد تا جای که ممکن است اميدوار باشيد.

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 13:1 توسط سالار |

آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که : هرگاه که ترسيده ام ، شکست خورده ام.
آموخته ام که : غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.
آموخته ام كه : اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم.
آموخته ام که : زندگي را از طبيعت بياموزم ، مثل ابر با كرامت باشم . چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ،مثل خورشيد با سخاوت و مثل رود ، روان.
آموخته ام که: تنها نیازی که مرا کامل می کند نیاز به خداست.
آموخته ام که: در همه لحظات ودر هر شرایطی به خدا اطمینان داشته باشم.
آموخته ام که: دوست خوب مانند الماس است.
آموخته ام که: گاهی کوچک ترها بیشتر از بزرگترها می دانند.
آموخته ام که: خدا همیشه همراه من است.
آموخته ام که: وقتی ناامید می شوم خداوند با تمام عظمتش ناراحت می شود وعاشقانه انتظار می کشد که به رحمت او بار دیگر امیدوار شوم.
آموخته ام که: اگر راجع به چیزی نمی دانم با شهامت بگویم نمی دانم.
آموخته ام که: قبل از رسیدن به هر هدفی باید ظرفیت وفرهنگ آن را در خود پرورش داد.
آموخته ام که: اولین شرط رسیدن به هدف،علاقه است.
آموخته ام که: انسان بزرگ در اندوه آنچه ندارد فرو نمي رود،بلكه از آن چه دارد لذت مي برد.
آموخته ام كه: اگر نمي توانم ستاره باشم،لزومي ندارد ابر باشم.
آموخته ام كه: ايمان يعني خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع.
آموخته ام که: وظيفه سبب مي شود تا كارها را به خوبي انجام دهم ،اما عشق كمك مي كند تا آن را به زيبايي انجام دهم.
آموخته ام که: آينده مكاني نيست كه به آن جا ميروم بلكه جايي ست كه خود آن را به وجود مي آوريم.
آموخته ام که: هميشه آخرين كار من،بهترين كارم باشد،پس جا براي بهتر شدن هميشه باز است.
آموخته ام که: زندگي فعلي من حاصل تمام انتخاب هايي است كه داشته ام ولي اين بدان معني نيست كه نمي توانم از خود تصوير جديدي رسم كنم.
آموخته ام که: هنگام مواجهه با كاري سخت،طوري عمل كنم كه انگار شكست غير ممكن است.
آموخته ام که: هميشه باباور هايم زندگي كنم و انگيزه هايم را شعله ور نگاه دارم.                                 آموخته ام که: هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.
آموخته ام که: زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام که: فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام که: لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام که: همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید.
آموخته ام که:
کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم .

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:56 توسط سالار |

 

فرمان فتحعليان - بابا حيدر

من مست مستم بابا حیدر
من مست مستم بابا حیدر
من مست مستم بابا حیدر
من مست مستم بابا حیدر
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
بر جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
مطربا چنگ و می و ضربت و نی ساز کنید
دمی از مدح علی را همه آغاز کنید
مدح شه را به لب لعل گوهر باز کنید
مدح شه را به لب لعل گوهر باز کنید
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
بر جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:31 توسط سالار |

 

شهره - آينه

من توبه کردم از عشق
که رفته برنگردم
بي تو به جون رسيدم
از توبه توبه کردم
دلي که شد اسيرت
از تو جدا نمي شه
کسي که شد گرفتار
ديگه رها نمي شه
حال پريشون منو
از سر زلفام بپرس
نگاهتو آئينه کن
از دو تا چشمام بپرس
تو راه و رسم عشقو
دل بردن و مي دوني
کاشکي يادت مي دادن
يه ذره مهربوني
چشمهاي عاشق من
آئينه قلب منه
نذار که آئينه عشق
تو دست تو بشکنه
من توبه کردم از عشق
که رفته برنگردم
بي تو به جون رسيدم
از توبه توبه کردم
دلي که شد اسيرت
از تو جدا نمي شه
کسي که شد گرفتار
ديگه رها نمي شه

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:28 توسط سالار |

 

ابی - گريز

به تو از تو می نويسم
به تو ای هميشه در ياد
ای هميشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد

وقتی که بن بست غربت
سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت
بی کسی تنها کسم بود

وقتی از آزار پاييز
برگ و باغم گريه می کرد
قاصد چشم تو آمد
مژده ی روييدن آورد

به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پيوست

ای هميشگی ترين عشق
در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا
تا ابد در حسرت تو

به تو نامه می نويسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسيدم
قلمم به گريه افتاد

ای تو يارم روزگارم
گفتنی ها با تو دارم
ای تو يارم
از گذشته يادگارم

به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پيوست

در گريز ناگزيرم
گريه شد معنای لبخند
ما گذشتيم و شکستيم
پشت سر پلهای پيوند

در عبور از مسلخ تن
عشق ما از ما فنا بود
بايد از هم می گذشتيم
برتر از ما عشق ما بود

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:26 توسط سالار |