هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
همجا سبزو من، چرا خاکستریم
تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
کفترا رفتنو من، کفتر یریریم
به همین دلم خوشه، که تو ناباوریم
همه جا سبزو من، چرا خاکستریم
تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
کفترا رفتنو من، کفتر یریریم
به همین دلم خوشه، که تو ناباوریم
همه جا بهاریه، چرا من خزونیم
همه با قصه ها قهرن چرا من جون جونیم
هنوز از زخمه دلم، داره بارون می چکه
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
اي بلا . بالا بلا .قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت . قربون خاک راهث
من روزي هزار دفه به پاي تو مي ميرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
اي بلا . بالا بلا .قربون اون نگاهت
قربون راه رفتنت . قربون خاک راهث
من روزي هزار دفه به پاي تو مي ميرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
با يه بوسه ي تو باز دوباره جون مي گيرم
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
ترمه و اطلس بيارين تا بپوشونم تنت
سينه ريزي از جواهر بنذازم به گردنت
نکنه دست رقيبون برسه به دامنت
نکنه خونم بيفته عاقبت بر گردنت
از ذکر علی مدد گرفتیم آن چیز که می شود گرفتیم
در بوتۀ آزمایش عشق از نمرۀ بیست صد گرفتیم
محکوم به حبس عشق گشتیم حکم ازلی ابد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز معجون هدایت علی سبز
در چمبر آسمان آبی خورشید ولایت علی سبز
از بادۀ حق سیاه مستیم اما ز حمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ لبخند رضایت علی سبز
بر نامۀ ما سیاه رویان امضای عنایت علی سبز
سخنانی از امام علی ع
- سخنان شما سنگهای سخت را نرم میکند.
- دعوت کننده ای که فاقد عمل باشد مانند تير اندازی است که کمان او زه ندارد.
- تاجهای تفاخر را فرو نهيد.
- کسی که بر مرکب شيکبای سوار شود به پيروزی نهايی دست میيابد.
- چه زشت است کوچکی به هنگام نياز و سرکسی به هنگام بی نيازی.
- حاجت محتاج را به تاخير نينداز زيرا نميدانی از اینکه فردا برايه تو چه پيش خواهد آمد.
- حق سنگين است اما گوارا, باطل سبک است اما در کام چون سنگی خارا.
- دوست مومن عقل است ياورش علم, پدرش مدارا و برادرش نرمش.
- حق بگويد تا به حق معروف شويد و حق را به کار ببنديد تا از اهل حق باشيد.
- آنچه را نمیدانی مگو بلکه هر انچه را که میدانی نيز اظهار مکن.
- پيش از این که نسبت به کاری تصميم بگيری مشورت کن و قبل از این که وارد عمل شوی فکر کن.
- عاقلترين مردم کسی است که عواقب کار را بيشتر بنگرد.
- بزرگترين نادانی ها برای بشر عدم شناخت خود است.
- برای مردم آن را بخواه که برای خود میخواهی و با ديگران طوری رفتار کن که مايلی درباره ات آنچنان کنند.
- نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شيرين که انسان شرف خود را به آن بفروشد.
- تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابی مکن.
- کسی که از دیدگاهها و آرا گوناگون بهره ببرد، موارد خطا و اشتباه را می شناسد
- راه راست را پیشه خود ساز، زیرا بزرگواری را به تو ارزانی داشته و از سرزنش دیگران باز می دارد.
- در زمان فتنه به هنگام بچه شتری باش که نه بتوانن شيرش را بدوشند و نه بتوانند از او سواری گيرند.
- طريقه زندگی به گونه ای پيشه کنيد که اگر از دنيا رفتيد مردم برايتان گريه کنند و اگر زنده بوديد اشتياق به همراه بودن با شما داشته باشند.
- اگر مريض شديد آشفته و پريشان نشويد سعی کنيد تا جای که ممکن است اميدوار باشيد.
من مست مستم بابا حیدر
من مست مستم بابا حیدر
من مست مستم بابا حیدر
من مست مستم بابا حیدر
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
بر جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
مطربا چنگ و می و ضربت و نی ساز کنید
دمی از مدح علی را همه آغاز کنید
مدح شه را به لب لعل گوهر باز کنید
مدح شه را به لب لعل گوهر باز کنید
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
بر جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود
من مست مستم بابا حیدر مدد
من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد
من توبه کردم از عشق
که رفته برنگردم
بي تو به جون رسيدم
از توبه توبه کردم
دلي که شد اسيرت
از تو جدا نمي شه
کسي که شد گرفتار
ديگه رها نمي شه
حال پريشون منو
از سر زلفام بپرس
نگاهتو آئينه کن
از دو تا چشمام بپرس
تو راه و رسم عشقو
دل بردن و مي دوني
کاشکي يادت مي دادن
يه ذره مهربوني
چشمهاي عاشق من
آئينه قلب منه
نذار که آئينه عشق
تو دست تو بشکنه
من توبه کردم از عشق
که رفته برنگردم
بي تو به جون رسيدم
از توبه توبه کردم
دلي که شد اسيرت
از تو جدا نمي شه
کسي که شد گرفتار
ديگه رها نمي شه
به تو از تو می نويسم
به تو ای هميشه در ياد
ای هميشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت
سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت
بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاييز
برگ و باغم گريه می کرد
قاصد چشم تو آمد
مژده ی روييدن آورد
به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پيوست
ای هميشگی ترين عشق
در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا
تا ابد در حسرت تو
به تو نامه می نويسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسيدم
قلمم به گريه افتاد
ای تو يارم روزگارم
گفتنی ها با تو دارم
ای تو يارم
از گذشته يادگارم
به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پيوست
در گريز ناگزيرم
گريه شد معنای لبخند
ما گذشتيم و شکستيم
پشت سر پلهای پيوند
در عبور از مسلخ تن
عشق ما از ما فنا بود
بايد از هم می گذشتيم
برتر از ما عشق ما بود